تبليغاتX
تک دختر


تک دختر

به امید چتر فردایت خیس بارانم...

بنام او...
سلام به تو که نیستی...
سلام به همه که هستن...
سلام
اومدم تولد 1 سالگیه نبودنت رو تسلیت بگم!!!
آره اومدم به خودم و بقیه تسلیت بگم. امروز 1 سال از اون روز شوم رفتنت میگذره. 1سال که نیستی , 1سال که ما رو تنها
گذاشتی , 1سال که این داغ بزرگو به دلمون گذاشتی, 1 سال که سنگینی نبودت رو قلبمون احساس میکنیم , 1سال که شبا به امید دیدنت چشمامونو رو هم می زاریم, 1 سال  که صبحا به این امید بیدار مشیم که همه ی این اتفاقا خواب بوده باشه .....
1سال که ......
اوه..... اگه بخوام بگم تو این 1 سال چی شده خیلی طول میکشه .... که نه این صفحه جا داره نه کسی حوصله داره که بخواد
بخونه ....
نمی خوام بگم ای کاش ای کاش ...... چون کار خیلی وقته از ای کاش گذشته .....
اما بازم میگم گذشته ها هیچ گاه نمیگذرند , هیچ وقت نمی رن و تموم نمیشن!!!!!!
الان دارم تقویممو ورق میزنم, وای که چه روزایی بود , میخوام چند تا از قسمتاشو ببنویسم فقط به خاطر امروز
پس  بخون :
 
امروز 24 مهر ,
بازم اون دلتنگیه همیشگی .... آی خدا واقعا من بیدارم !!!! چه می توانم کرد با اندوهی که بر شانه هایم
سنگینی میکند , غمی که زیر آن استخوان هایم به لرزه در آمده اما هیچکس حتی یک نفر دستم را نمیگیرد, چون نمی تواند
ببیند .....

6 مهر : 
نبودن هرگز به تلخی فراموش کردن یک بودن نیست! یعنی در واقع یه (بودن) هیچ وقت فراموش نمیشه, فقط
به نبودن اون (بودن) عادت میکنیم.           

14 مرداد:
100 روز گذشت !!!! یادم نمیره چه طور با صدای  مهیب زنگ تلفن بیدار شدم, ساعت 2:20 بعد از نصف شب , یادم نمی ره وقتی مامان گفت ....
یادم نمره چه حسی بهم دست داد حتی یادم نمیره چقدر ترسیدم , باور کن لحظه به لحظه شو یادمه و هیچ وقت از ذهنم پاک نمیشه , شاید گاهی اوقات یادمون بره چه بلایی سرمون اومد ولی چند روز نگذشته دوباره این واقعیت تلخ و تو ذهنمون تدایی میکنیم .....

12 خرداد :
تولدت مبارک !!!! منم چند روز دیگه میام !!!! دو تا هم بازی ,دو تا دوست ,دو تا ..... چرا رفتی ؟؟؟ میخواستی داغ تولدت رو به دلمون بنشونی؟؟؟؟ آخه چرا ؟؟؟؟   به خواب می ماند , تنها به خواب ......
 
8 خرداد:
دلم گرفته همین !
من هنوز جهان را به یاد دارم , از دید چشمان کودکی و آرام آن احساس پر شد , با چیزهایی که نمیدانم!
من میخواهم به عقبم بازگردم و باور کنم و بفهمم    ,     آنچه را که نمی دانستم !!!
 
فکر کنم دیگه واسه پارسال بسه با یه متن از امسال این پست رو تموم میکنم
9 فروردین:
رفتی ...
رفتی و رفتنت ...
رفتنت تمامی ندارد, کاش واقعا می رفتی !
چون حضور تو هنوز همین جاست !
                 تازه تر از همیشه مرا فریاد می زند !
  و من می سوزم
             می سوزم از اینکه تمام کاری که میتوانم بکنم
                              خفه کردن صدای گریه های شبانه ام است !
                                                     در این سکوت سرسام آور ....!

نوشته شده در چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 0:35 قبل از ظهر توسط خودم| |


Design By : Night Skin