به امید چتر فردایت خیس بارانم...
زندگي سه چيز است : اشكي كه خشك ميشود لبخندي كه محو ميشود يادي كه ميماند و فراموش نميشود من سکوت خویش را گم کرده ام لاجرم در ابن هیاهو گم شدم , من که خود افسانه می پرداختم عاقبت افسانه ی مردم شدم! ای سکوت , ای مادر فریاد ها , ساز جانم از تو پر آوازه بود تا در آغوش تو راهی داشتم , چون شراب کهنه ی شعرم تازه بود من ندیدم خوش تر از جادوی تو , ای سکوت , ای مادر فریاد ها! گم شدم در این هیاهو گم شدم تو کجایی تا بگیری داد من؟ گر سکوت خویش را می داشتم زندگی پر بود از فریاد من... نه راهی به رویا می رسد نه رویا یی به راه از هم به هم گریخته ایم از خاک به زیر خاک و انگار مرگ نقطه ای ست که به پایان تمام جمله ها می آید و آن پرنده ی کوچک که در رویا ی من و تو بود در دهانش برگی بود از شب به شب گریخته ایم دست هایت را به تاریکی فرو ببر و هر آنچه را که لمس کردی باور کن Please for give me I know not what I do Please for give me I can’t stop loving you Don’t deny me This pain I’m going through Please for give me IF I need you like I do Please believe me Every word I say is true Please for give me I can’t stop loving you![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


