تبليغاتX
تک دختر


تک دختر

به امید چتر فردایت خیس بارانم...

زندگي سه چيز است :

 

اشكي كه خشك ميشود

 

 لبخندي كه محو ميشود

 

 يادي كه ميماند و فراموش نميشود

 

نوشته شده در سه شنبه 27 تیر1385ساعت 11:42 قبل از ظهر توسط خودم| |

نوشته شده در شنبه 24 تیر1385ساعت 8:3 بعد از ظهر توسط خودم| |

من سکوت خویش را گم کرده ام

 

لاجرم در ابن هیاهو گم شدم , من که خود افسانه می پرداختم

 

عاقبت افسانه ی مردم شدم!

 

ای سکوت , ای مادر فریاد ها , ساز جانم از تو پر آوازه بود تا در آغوش

 

تو راهی داشتم , چون شراب کهنه ی شعرم تازه بود

 

من ندیدم خوش تر از جادوی تو , ای سکوت , ای مادر فریاد ها!

 

گم شدم در این هیاهو گم شدم

 

تو کجایی تا بگیری داد من؟

 

گر سکوت خویش را می داشتم زندگی پر بود از فریاد من...

نوشته شده در دوشنبه 19 تیر1385ساعت 4:33 بعد از ظهر توسط خودم| |

نه راهی به رویا می رسد

 

نه رویا یی به راه

 

از هم به هم گریخته ایم

 

از خاک به زیر خاک و

 

انگار مرگ نقطه ای ست که به پایان تمام جمله ها می آید

 

و آن پرنده ی کوچک که در رویا ی من و تو بود

 

در دهانش برگی بود

 

از شب به شب گریخته ایم

 

دست هایت را به تاریکی فرو ببر و هر آنچه را که لمس کردی

  

                       باور کن

 

نوشته شده در دوشنبه 19 تیر1385ساعت 4:32 بعد از ظهر توسط خودم| |

Please for give me

 

I know not what I do

 

Please for give me

 

I can’t stop loving you

 

Don’t deny me

 

This pain I’m going through

 

Please for give me

 

IF I need you like I do

 

Please believe me

 

Every word I say is true

 

Please for give me

 

I can’t stop loving you

 

نوشته شده در دوشنبه 19 تیر1385ساعت 4:30 بعد از ظهر توسط خودم| |

بنام تنها,یکتاوبی همتا با عرض سلام و خوش آمد گویی به تمامی عزیزانی که به وبلاگ ما سر میزنند. همون طور که خودتون می دونید وبلاگ ما تازه کار خودشو شروع کرده و به همکاری شما عزیزان نیازمند پس با نظراتی که میدید می تونیدبه ما کمک کنید و بگید چی کار کنیم که وبلاگمون خوب باشه. بازم از همکاریتون ممنونیم .
نوشته شده در دوشنبه 19 تیر1385ساعت 2:45 بعد از ظهر توسط خودم| |


Design By : Night Skin